هرقدم زین آب تازی دورتردو دوان سوی سراب با غررعین آن عزمت حجاب آن شدهکه بتو پیوسته است و آمدهبس کسا عزمی بجائی می کنداز مقامی کان غرض دروی بوددید لاف و خفته می ناید بکارجز خیالی نیست دست ازوی بدارخواب
برچسب:
نویسنده: پارسا اکبری
تاريخ: يکشنبه
18 اسفند
1398 ساعت: 23:00